یه‌انقلابی

نوامبر 5, 2010

من و نرم‌افزار آزاد

Filed under: فلسفه نرم‌افزار آزاد — yeenghelabi @ 8:45 ب.ظ.

به نام زیبای مطلق

از روزی می‌نویسم که برای اولین بار خواستم برم لاگ تهران . آخرین باری بود که در دانشگاه شریف قرار بود لاگ تهران برگزار بشه اما نشد یعنی راه ندادنمون . از اون روز و دوستانی که دم در دیدم فقط اشکان قاسمی رو بعدها دوباره دیدم (در لاگ تهران) .

مدت‌ها از لاگ تهران خبری نبود و من برای یاد گرفتن و حل مشکلاتم با نرم‌افزار آزاد از انجمن دبیان و انجمن تکنوتاکس کمک می‌گرفتم . انجمن تکنوتاکس رو می‌خوندم (همون‌جا بود که با کاربری به نام فلانی آشنا شدم و ترجمه‌هاش رو از مقالات استالمن خوندم) اما در انجمن اوبونتو سوال هم می‌پرسیدم .

می‌پرسید چرا؟ خوب چون مدیران اوبونتو خیلی فضای بهتری برای کاربران تازه‌کار فراهم کرده بودن و کاربران راحت سوال می‌پرسیدن . اونجا بود که واقعا معنی جامعه‌ی کاربران و قدرتش رو درک کردم .

اما بنا به دلایلی که الان دیگه همه می‌دونن فعالیتم در اوبونتو کم شد و به انجمن دبیان مهاجرت کردم . اونجا کاربران خیلی به هم اهمیت می‌دن (تا امروز) و اولویت احترام به کاربر است نه علم یا شهرت .

برگردم سر لاگ تهران . نمی‌دونم چقدر ولی فکر کنم ۲ سالی لاگ نداشتیم (حداقل کاربران عادی نداشتند) البته بعضی از افراد قدیمی لاگ دور هم جمع می‌شدن اما فکر نکنم بشه به اون لاگ گفت . در این بین جشن انتشار پارسیکس ۳ در کافه پراگ برگزار شد و من هم رفتم . اون‌جا با یکی دو نفر از بچه‌های لاگ قدیم خیلی صحبت کردم و گفتم که چرا تلاشی برای گسترش نرم‌افزار آزاد انجام نمی‌دن و سعی در جمع کردن جامعه‌ی کاربران نمی‌کنن اما اون‌ها ناامیدتر (شاید هم خسته‌تر) از اونی بودن که بخوان کاری انجام بدن و حرف من رو هم قبول نکردند .

اون روز اولین روزی بود که من رسما اعلام کردم که می‌خوام تا ارزش نرم‌افزار آزاد و در اصل دانش آزاد رو تا جایی که می‌تونم در بین همه‌ی مردم گسترش بدم . با هزار مشکل مکانی فراهم شد تا دیگر، کاربران نرم‌افزار آزاد در خیابان و پارک جلسات خود را برگزار نکنند اما هدف من این نبوده و نیست . یکی از پله‌های رشد و گسترش نرم‌افزار آزاد داشتن مکان ثابت است اما مهم‌تر از همه روش پیش‌برد فرهنگ دانش آزاد در جامعه است .

کمی در مورد FSUG :

در سایت GNU.org داشتم می‌گشتم که اتفاقی به قسمت جامعه‌ی کاربران وارد شدم و شروع کردم به خواندن اسم و کشور گروه‌ها . اون اولین بار بود که من با اسم FSUG برخورد می‌کردم و می‌دیدم که مردم سایر نقاط دنیا چقدر در درک فرهنگ نرم‌افزار آزاد از ما جلوتر هستند . من هم که کلا استفاده از نام لینوکس رو بجای سیتم‌عامل آزاد اشتباه می‌دونستم و همچنین عبارت LUG رو .

این شد که اسم گروه شد FSUG

هدف گروه شد جمع کردن افرادی که قدرت دانش آزاد را درک کرده‌اند

برای رسیدن به دانش آزاد در همه‌ی زمینه‌ها .

نکته‌ی خیلی مهم:

در همین هنگام هم کاربران دیگری در شهرهای دیگر در فکر راه‌اندازی FSUG بودند و این اتفاقات با یکدیگر هم‌زمان شد .

سوال : مگر می‌شود ۲ گروه که ادعای جمع کردن کاربران دانش آزاد را دارند ، از هم جدا باشند؟ برای همین ما تصمیم گرفتیم تا به گروهی که از ما زودتر سایت خود را راه‌اندازی کرد ملحق شویم و با کمک یکدیگر در این مسیر به جلو بریم .

مشکل از نظر من :

کاربرانی فکر می‌کنند که این گروه نیز یکی دیگر از گروه‌هایی است که همین‌جوری باید بیاییند و درش عضو شوند و در نهایت مدال افتخار بگیرند که زودتر عضو شده‌اند .

نه . کاربران این گروه قرار است تا از وقت ، هزینه و راحتی خود تا جایی که می‌توانند ، برای گسترش آنچه به آن ایمان دارند چشم‌پوشی کنند ، تا شاید فقط شاید فردایی بهتر از امروز نصیبشان شود.

اگر خدا بخواهد خواهد شد

یا علی

۱ دیدگاه »

  1. سلام مرسی از پستت
    خسته نباشی

    دیدگاه توسط شاهرخی — دسامبر 6, 2010 @ 11:13 ق.ظ.


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: