یه‌انقلابی

ژوئیه 15, 2014

چرا من؟ هذا من فضل ربی

Filed under: مرحم دل — yeenghelabi @ 12:03 ق.ظ.

به نام زیبای مطلق

 

نوشته‌ای که در ادامه می‌آید از دسته‌نوشته‌های قدیم و منتشر نشده‌ی من است و کاملا شامل قانون گذشت زمان شده است و به منظور انتقال تجربیاتم نوشته شده است.

چراهایی که در نوشته است، در نوشته‌های بعدی که به ترتیب منتشر می‌کنم و برای زمان‌های بعد از تاریخ نوشته است، پاسخ داده خواهد شد.

پیش‌نوشت(زمان تاریخ انتشار نوشته که امروز است): حضرت علی (ع) می‌فرمایند: سخاوت آن است که پیش از سوال و تقاضا انجام بگیرد. حال خداوند که بخشنده‌ترین بخشندگان است آیا منتظر خواست ما می‌شود تا نعمتی را به ما عطا کند؟ بی‌نهایت نعمت را قبل از خواست ما به ما عطا کرده است و تا روزی که زنده هستیم، عطا خواهد کرد. اما آنچه ما نمی‌فهمیم دلیل نعمتی است که خداوند به ما عطا کرده است. بعضی از نعمت‌ها در نگاه کوته‌بین بنده، سختی و مشقت است و گاه آن را خارج از توان خود می‌بیند ولی آیا غیر از آن است که خداوند عادل است؟ هر سختی و مشقتی که خداوند بنده‌ی خود (ای‌کاش که واقعا بنده‌ی خداوند باشیم) را بدان مبتلا می‌کند، نیست مگر آنکه بنده تحمل آن را دارد.

من این رو به تجریه‌ی شخصی خودم و بعد از گذشت تقریبا ۱۰ سال می‌گم مسلمه که نمی‌خوام اینجا ثابتش کنم و فقط دارم تجربه‌م رو انتقال می‌دم. شاید به درد امروز کسی که توی شرایط گذشته‌ی منه بخوره.

 

 

امشب هجدهم آذر سال ۱۳۸۴ است. اصلا نمی‌تونم اینو هضمش کنم که آخه چرا من؟ چرا باید اینهمه زجر رو تحمل کنم؟ تا اومدم به نبودن مادرم عادت کنم این درد لعنتی عشق افتاد به جونم و داغونم کرد. بدون هیچ دلیلی من هی باید زجر بکشم. من که نخواسته بودم مادرم رو از دست بدم، من که نخواسته بودم عاشق بشم، نمی‌دونم چرا، چرا خدا خواست سرنوشت من اینجوری باشه؟ مگه من نمی‌تونستم عین همه‌ی آدم‌های دیگه زندگی عادی داشته باشم؟ مادرم کنارم باشه و موقع زن گرفتن عین یه آدم عادی برم خواستگاری و زن بگیرم و یه زندگی عادی داشته باشم؟

این همه فشار دیگه داره کمرم رو می‌شکنه، تازه آدم‌هایی که شرایط منو دارن حداقل می‌تونن یه یکی این حرف‌ها رو بزنن، حداقل کسایی که دور و برشونن می‌دونن چه حالی دارن. من چیکار کنم که نمی‌تونم بزارم کسی بفهمه چه فشاری روم هست. همه رو می‌ریزم تو خودم، نمی‌دونم تا کی می‌تونم دووم بیارم.

در پایان با درود خداوند بر محمد و آل محمد از خداوند می‌خواهم:

خدایا طاقت تنهاییم ده

 دلی بی‌کینه و دریاییم ده

دلی زخمی‌تر از داغ عزیزان

به رنگ لاله‌ی صحراییم ده

یا علی

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: