به نام زیبای مطلق
مقدمه:
در این که مافیا شبیهسازی سیاستی است که امروزه و در طول هزاران سال تاریخ بشر، دنیا را کنترل کرده است بحث نمیکنم، اما قرار است تا امروز روایت خودم را از بازی مافیا براتون تعریف کنم
اولین بار مصطفی روشناوند توی اتوبوس سفر به اصفهان من رو با روش این بازی آشنا کرد(بابت این موضوع خیلی ازش ممنونم). من اون موقع گفتم که خوب اگر کسی بخواهد راست بگوید میتواند و کسی نمیتواند جلوی او را بگیرد مثلا اگر مافیا بود، به همه بگوید من مافیا هستم و بازی تمام شود. در آن لحظه به چیزی که بعدا تجربهاش کردم فکر نمیکردم و آن این بود که اگر شهروند بودی چه؟
گذشت تا فردا شب که در میدان نقش جهان با تعدادی از دوستان برای اولین بار این بازی را انجام دادم. در مورد اینکه چرا حاضر به انجام این بازی شدم باید بیشتر توضیح بدم:
خوب من موافق بازیای که دروغ و فریب دیگران مبنای توانایی انسانها باشد نیستم پس نباید بازی میکردم اما چون میخواستم قدرت راستگویی را بدانم و معتقد بودم که میتوان راست گفت و این بازی را بازی کرد و برد، در این بازی شرکت کردم.
بازی چطور پیش رفت مهم نیست، مهم این است که من در تمام مدت شهروند بودم و حتی یکبار هم موفق به تشخیص مافیا نشدم و این نه به راستگویی ربط داشت و نه به قدرت تشخیص من (که تازه فهمیدم چقدر کودنم)، بلکه به عمل من مربوط بود. درست است من عمل کردم و حرف زدم و دلیل آوردم بدون اینکه حقیقت را بدانم و تعدادی شهروند را از بازی بیرون کردم.
من سعی کردم صادقانه بازی کنم اما نتیجه چیزی شد که من نمیخواستم.
در طول بازی حتی یکبار هم کاندید حذف به عنوان مافیا از سوی دیگران قرار نگرفتم یعنی توانستم صداقت خود را به دیگران نشان دهم اما خوب این که کاری ندارد، در بین افرادی که میخواهند دروغ بگویند، دروغ نگویی و همه به تو اعتماد کنند.
نکتههایی که فهمیدم و احساسی که بعد از پایان بازی داشتم:
احساس بدی داشتم وقتی دیدم هر که را که به عنوان مافیا تصور میکردم اشتباه بود و حتی دلیل بیرون رفتن خیلی از آنها بودم. بسیار بسیار حال بدی داشتم اما نکاتی را هم در مورد این بازی فهمیدم.
اول اینکه اقلیت آگاه (انسانهای بد) در اکثر مواقع میتوانند براکثریت ناآگاه (انسانهای خوب) پیروز شوند البته این در صورتی است که روند بازی به دروغگویی استوار باشد وگرنه اگر بازی بر صداقت باشد، اکثریت ناآگاه (انسانهای بد) است که بر اقلیت آگاه (انسانهای خوب) پیروز میشوند.
دوم اینکه درست بودن و راست گفتن فردی، مهم نیست و در یک جامعه باید همه خواهان درستی باشند اما مسئلهی مهم وقتی است که یکی از این افراد راستگو، خود جزو مافیا بشود یعنی با دروغ گفتن بتواند منافعی را کسب کند، آنوقت آیا باز هم راست خواهد گفت؟ این مسئلهای است که باید بیشتر در مورد آن فکر کنم.
سوم اینکه تصمیمگیری و قضاوت دربارهی آنچه نمیدانیم، بدترین کاری است که میتوان انجام داد و آنچه مرا بعد از این بازی بسیار ناراحت کرده بود همین قضاوتهای نادرستم بود.
تصمیم گرفتهام تا در بار بعد که این بازی را انجام میدهم، هم راستگویی خود را حفظ کنم و هم دیگر قضاوت نادرست انجام ندهم. ببینم اینگونه نتیجه چه میشود؟
این بازی رو به همه توصیه میکنم مخصوصا کسانیکه فکر میکنند خوب بودن برای قضاوت کردن در این جامعه کافی است. تجربهی مفیدی خواهد بود.
خوب من آدم معتقد به مذهبی هستم پس برای حل این مشکل به آنچه از اسلام شنیدم رجوع کردم و دو نکتهی جالب دریافتم:
۱- چیزی را بدتر از دروغگویی در اسلام نیافتم
۲- قضاوت در مورد دیگران را جز خداوند، شایسته نیافتم.
ای کاش میتوانستم کمتر قضاوت کنم یا اصلا قضاوت نکنم





سلام
مافیا، بازیه خوبیه! چه دروغگو باشی و چه راستگو!
با توجه به اینکه مورد سوءظن دیگران قرار نگرفتی پس حال منی رو درک نمیکنی که بخاطر یک بار مافیا شدن، ۳ دور آینده بازی رو به عنوان اولین نفر از بازی خارج بشی
مافیا یکی خاطرات خوبیه که من از زنجان دارم…
دیدگاه توسط مهدی... — سپتامبر 18, 2011 @ 5:50 ب.ظ.
جدا این تب مافیا همه رو گرفت
طرف خودش زده بهترین دوستشو شب کشته، اول صبح همچی بغلش میکنه که انگار…
اما من توی زنجان اوسا (خدا) بودم، و نمیدونی چقدر سخته این چیزا رو دیدن، اصلا تجربه ی عجیبی بود
دیدگاه توسط فرود — سپتامبر 19, 2011 @ 9:48 ب.ظ.
با سلام
ممنون از نظر دوستان.
خدا بودن هم باید جالب باشه
یا علی
دیدگاه توسط yeenghelabi — سپتامبر 20, 2011 @ 8:27 ق.ظ.
نکته اینه که تو این بازی اگه واقعا بخوای درست قضاوت کنی… مجبوری قضاوت نکنی ولی تو این بازی باید هر دفعه قضاوت کنی. مثلا بار اول قضاوتش خیلی مسخرست، ولی خب میشه مثلا به کسی رای داد که حتما نمیره!
ولی بازی جالبیه، میفهمی چقدر قضاوت سخته! هر دفعه هم مطمئن میشی یهو میبینی اشتباه کردی.
دیدگاه توسط Hedayat — سپتامبر 21, 2011 @ 5:52 ب.ظ.
با سلام
من برای قضاوت نکردن راه بهتری دارم. اگر مافیا بودم میگم هستم و به خودم رای میدم
و اگر شهروند بودم میگم شهروندم ولی چون نمیدونم کی مافیاست به خودم رای میدم
میمونه یک نکته و اون اینه که مافیا رو پس چجوری پیدا کنیم؟ و اون هم کار دکتر و کاراگاهه. کاراگاه سوال میپرسه و هر وقت مافیا رو پیدا کرد به بقیه میگه. وظیفهی دکتر هم اونه که همیشه کاراگاه رو زنده نگهداره چون معلوم میشه و مافیا سریع میکشنش
درستی پیادهسازی این روش هم میمونه به صداقت افراد
یا علی
دیدگاه توسط yeenghelabi — سپتامبر 21, 2011 @ 6:07 ب.ظ.
[...] حضوری انجام دادیم و بعد هم گویا ترکشهای این بازی به جشن اصفهان هم رسید و الی [...]
بازتاب توسط ربات مافیا – PHP — سپتامبر 21, 2011 @ 9:41 ب.ظ.
سلام
من هفتهی قبل برای اولین بار بازی کردم و اساسا از خودم ناامید شدم. با وجود اینکه تو جمع پر حرفم ولی نتوستنم درست بازی کنم و هنوزم گیجم. از حالا هم هر جا بدونم قراره مافیا بازی کنن تخته نرد با خودم میبرم که حیرون نشم
دیدگاه توسط محسن غیاثی — سپتامبر 21, 2011 @ 11:38 ب.ظ.